برگی خزان دیده
تو نهال بودی؟
نه من همون برگی بودم که بدون هیچ علاقه ای رویید
سبز شد
زرد شد
کسی نفهمید
حالا داره خشک می شه و می افته
فکر میکنی کسی اونو دید
فکر می کنی کسی می خواد اون نیفته
یا منتظر باشه تا بیفته؟
نه
اون می افته چه نگران باشه چه منتظر
اون می افته
تا بقیه برگهای سبز رو دوست داشته باشن
من فهمیدم
من اونو دیدم
من برای اینکه عذابش کمتر بشه خودم می چینمش
بالاخره عمرش تموم میشه خشک می شه
چه اونو بچینی چه نه
زیر پام خردش می کنم
من به خاطر خودش این کارو می کنم نه کس دیگه
به خاطر خودته
تا صدای خش خش اونو بشنوی
من گوشم از صدای خش خش پر
صبر کن
آره
افتاد
حالا می تونی بری
بری و اونو زیر پات له کنی
همونطور که بقیه رو له کردی
نه نفهمیدی
اگه یه روز کسی رو که خیلی دوست دارم ببینم که جلوی چشمام داره پرپر می زنه خودم خلاصش می کنم
تینا
![]()
+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1385ساعت 19:42  توسط زهرا بلادر
|
